روزها و سوزها
در حال هوای خودم می نویسم ... و اما دوستانی که لطف دارند مطالب من رو در وبلاگ یا سایت یا ...متعلق به خودشون می گذارند لطفا به من هم اطلاع بدهند یا رسم ذکر کردن منبع رو از یاد نبرند ....ممنونم
شاخه هایت بوی بهار می دهند درخت ترسیده از پاییز اشک هایت برگ های زردی که خورشید را بوسیده اند تو کوچه های تاریک این شهر را پر از هیاهوی قدم های عاشقان می کنی که پا به پای درد تو سمفونی پاییز را می گریند… از آغوش باد نترس! عریان شدن آغاز رویش است زیبای غمگین، شاعران عاشق تواند و عاشقان، شاعر تو... من عکاسی را دیدم که برگهای زرد تو را سجده میکرد شاخه های تو و شانه های من حکایت نسلی ست که رو به پاییز است تو به بهار می رسی و ما... زیبا نترس فصل عاشقی نزدیک است... 25 شهریورماه 90 در آستانه پاییز
| Design By : Night Melody |
